اولین قدمهای زندگیت
از اول یازده ماهگیت برای چند ثانیه روی پاهات وامیستادی اما دیشب (چهارشنبه 9/5/92) برای اولین بار تو خونه مامان جون چند قدمی راه رفتی،همه به خصوص من و بابا و عمه جون خیلی خیلی خوشحال شدیم آخر شب که به خونه مامانی شون رفتیم،آقا جون دوست داشت راه رفتنه نوه شو ببینه،به همین خاطر تو رو رو پاهات گذاشت و صدات میکرد:بیا پسرم اینجا، راه برو پسرم، ماشا ا... پسرم خلاصه که آقا جون هم از راه رفتنت خیلی خوشحال بود ...
نویسنده :
مامانی
17:06










